بي سرزمين تر از باد

جستجو در وبلاگ:
Powerd by: Parsiblog ® team.
   1   2   3   4   5   >>   >
+ بيائيد متقاطع بنگريم!(دوشنبه 21 مرداد 1387 ساعت 8:5 صبح )

مسئله‌ي تلويزيون ورسانه‌ي جمعي، يکي از مسائل مهم و قابل بحث است. طي چند روز گذشته دوستان آرا و نظرات خود را ارائه کردند که هر يک در جاي خود قابل تأمل و تأکيد است.


در دبيرستان و به طور کلي در مباحث رياضيات خوانده‌ايم که: دو خط موازي هيچگاه به هم نمي‌رسند و همديگر را قطع نمي‌کنند. همچنين خوانده‌ايم که دو خط متقاطع، در يک نقطه که همان محل تلاقي اين دو خط است بهم مي‌رسند. يادم هست که در درس فيزيک هم خوانده بوديم که از برخورد دو جسم يا شيء به هم انرژي آزاد مي‌شود. مثلا با برخورد دو تکه ابر به هم انرژي الکتريکي توليد خواهد شد. لازم است بدانيم که عالمان علوم اجتماعي بر اين باورند که تلويزيون نگاه‌ها را موازي کرده است. واقعاً عبارت زيبايي است. موازي شدن نگاه‌ها باعث شده است که خطوط نگاه‌هايمان هيچگاه با هم برخوردي نداشته باشند. شايد اگر اثر تلويزيون بر نگاهمان اين گونه نبود و نگاه‌ها متقاطع بودند و هر چند وقت يکبار با هم تلاقي داشتند، انقلاب‌هاي فردي در همه‌ي ما زودتر و مؤثرتر به وقوع مي‌پيوست که همين انقلاب‌هاي درون فردي اثري ماندگارتر در ما داشت. ممکن بود از تلاقي نگاه‌هايمان با هم نيروها و انرژي‌هايي توليد ‌شود که نه تلويزيون و نه هيچ رسانه‌ي ديگري و هيچ نيروگاهي قدرت توليد چنين نيرويي را نداشت. هدفم از بيان اين عبارات، حذف کامل رسانه و تلويزيون نيست. البته تکيه صرف به اين رسانه هم نا صحيح است. همواره تعادل و ميانه‌روي است که ما را در رسيدن به اهداف و مقاصدمان ياري مي‌کند. پس يادمان باشد که خطوط نگاهمان را  کمي مايل تر کنيم تا منجر به برخوردهايي سازنده و جاودانه شود.


(بقول بچه ها:)


پ.ن:يادداشت من در وبلاگ گروهي سبزسرخ بود که مطالعه فرموديد!


پ.ن:اگه برا بعضيا تکراريه، بي زحمت بايد يه کم تحمل کنن، چون اين داستان ادامه دارد...!


پ.ن:بعضي از بچه ها احتمالا ميتونن حدس بزنن که چرا اينجا مطلب تکراري گذاشته شده! هر کي گفت...؟!


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ اينترنت ابزاري براي قدرتمندان(شنبه 1 تير 1387 ساعت 11:54 عصر )

ارتباطات و توسعه يکي از چالش‌برانگيزترين مباحث درعرصه علوم اجتماعي، اقتصاد، سياست و فرهنگ طي پنج دهه اخير در سطح جهان بوده است. مطالعات در اين زمينه به‌خصوص پس از جنگ جهاني دوم مورد توجه صاحبنظران و انديشمندان و نيز کشورهاي تازه استقلا‌ل‌يافته يا در حال توسعه قرار گرفت. اين موضوع از آن روي اهميت و گسترش يافت که تکنولوژي‌هاي جديد ارتباطي اهميت فوق‌العاده‌اي به‌خصوص در توسعه اقتصادي پيدا کرد. ‌


در دهه‌هاي 50 و 60 نوعي خوش بيني نسبت به تاثير رسانه‌ها در توسعه به‌وجود آمده بود که عمدتا براساس الگوهاي غربي نوسازي ايجاد شد اما پس از آن (از دهه 80 به بعد) به کمک تحقيقاتي که در محتواي رسانه‌ها و حوزه ارتباطات بين‌الملل انجام شد اين خوشبيني کمرنگ شد. با همه اين تفاسير، خوشبيني يا بدبيني نسبت به تاثيرات ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي توجه و تاکيد بر اين موضوع را کاهش نداد و امروز بيشتر از گذشته اين مساله مورد بررسي و تحقيق قرار مي‌گيرد. در همين راستا آخرين تکنولوژي تاثيرگذار ارتباطات در سطح جهاني يعني اينترنت مورد توجه جدي قرار گرفته است. ‌


مقاله حقير در روزنامه اعتماد ملي


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ گفتن بگو، گفتم جفنگ...!(يکشنبه 26 خرداد 1387 ساعت 12:39 صبح )

سلام


خوبي؟


خيلي مخلصم، شما جطوريد؟


منم خوبم ولي هنوز مخلص نشدم


بهتره بگم مخلس


يعني در خلسه به سر مي بري؟!


نه يعني مخم يه جورايي به سمت لس شدن رفته اين روزا


اين روزا اصولا جاهاي ديگه آدم لس ميشه تو چرا مخت لس شده؟


خوب البته شما  صحيح ميفرماييد ولي مخ بنده لستر از بقيه جاهام شده در اين برهه از زمان


شما در چه برهه اي بسر مي برين؟


برهه ي ظهور مکتب محموديه


هه! آقا رو! آدم تو اين برهه هم مخلس ميشه آخه


البته واضحه که آدم خيلي چيزا لس ميشه، مخ که جاي خود داره


منظورتون از خيلي چيزا چيه؟


در خصوص امور داخلي مواردي چون مسکن، سرمايه و . . . به سمت لس شدن رفته اند و در خصوص امور خارجي هم مواردي چون وجهه بين المللي و . .  .


بگذريم


متشکرم


خواهش دارم، اميد است که خدا همه چيزهاي لس شده را به شما بازگرداند


خيلي مخلسم


ما بيشتر


اي بابا کمتر و بيشتر نداره که جانم


پس چي داره جونم؟


حالا بعدا عرض ميکنم، فعلا اين مباحثه طاقت فرسا حسابي خستم کرده


بقول بچه ها خسته نباشي دلاور


خيلي مخلسيم حاجي


يا علي مدد سيد


مرسي


باي باي


سي يو سون


سي سي يو


نگو دلم ريخت


اوکي، آي سي يو


اوه


حال داري يو؟


به قول ترکها گربان سنه


خيييييييلي مخلسي


خييييييييلي ممنونم


جفنگ گفتنم خيلي حال ميده نظر شما  چيه؟


تا جفنگش چي باشه


باشه


خدافس


فس


س


.


س


فس


خدافس


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ با تو ام خرس مهربون...!(سه‏شنبه 7 خرداد 1387 ساعت 11:27 صبح )

از آدمايي که در همه حال


سعي مي کنن خودشونو سوسک معرکه کنن


متنفرم!


مخصوصا تو


خرس مهربون


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ تولد دوباره ام مبارک...!(سه‏شنبه 3 ارديبهشت 1387 ساعت 11:1 عصر )


ميگن اينجاها يه خبراييه...!


ما که بخيل نيستيم


ايشالله که مبارکه



» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ اللهم العن...!(چهارشنبه 21 فروردين 1387 ساعت 10:40 عصر )


لعنت به تو...!


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ احتمال برکناري شريعتي رياست دانشگاه علامه(سه‏شنبه 20 فروردين 1387 ساعت 8:47 عصر )

با شروع روزهاي کاري سال جديد، صحبت هاي زيادي درباره تغييرات و جابه جايي هاي تازه در دولت مطرح شد و اين طرف و آن طرف زمزمه هايي جدي درباره آغاز موج تازه يي از تغييرات در سطوح بالاي مديريتي شنيده شده است. يکي از اين صحبت ها، زمزمه هايي است که پيرامون تغيير رياست دانشگاه علامه طباطبايي به گوش مي رسد و اين روزها گمانه رفتن صدرالدين شريعتي از اين دانشگاه را تقويت مي کند اگرچه غالب تحليلگران آشنا به وضعيت دانشگاه ها، بر اين عقيده اند که با توجه به پشتوانه حمايتي شريعتي در وزارت علوم، هر گونه تغيير احتمالي منوط به پيشنهاد پست بالاتري به رئيس دانشگاه علامه است. در اين ميان مطرح شدن غيررسمي نام شريعتي براي جايگزيني پورمحمدي در وزارت کشور، تغيير رياست دانشگاه علامه را محتمل نشان مي دهد. اگرچه خود شريعتي چند ماه پيش در گفت وگو با اعتماد رفتنش به وزارت کشور را قوياً تکذيب کرده بود و اين احتمال را منتفي دانسته بود. با اين حال با توجه به شرايط، وقوع احتمالي اين اتفاق، صددرصد غيرممکن نيست و کسي نمي تواند با قطعيت کناره گيري رئيس دانشگاه علامه را از رياست دانشگاه علامه و ترفيع او را به مقام وزارت کشور منتفي بداند.


 


پس از برکناري آيت الله عميدزنجاني از رياست دانشگاه تهران، تابوي تغيير رياست روساي بانفوذ دانشگاه هاي مهم کشور شکسته شد و ديگر رئيس روحاني يکي ديگر از مهم ترين دانشگاه هاي پايتخت بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت.


ادامه مطب


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ دستت درد نکنه گل بانو...!(شنبه 17 فروردين 1387 ساعت 9:16 عصر )

اين دو سه روز اخير بد جوري مريض شده بودم


اصلا نميتونستم با کسي حرف بزنم يا جواب کسي رو بدم


(5شنبه 15 فروردين)


بر عکس توي اين حال بدمون کلي مهمون اومد خونه مون


شاطر جعفر و خانواده اش


آدم و حوّا


خانوم مهندس و همسر محترم و دختر کوچولوي گلش زهرا خانومي


قرار بود که فرداي اون روز خانوم مهندس اينا حرکت کنن به سمت تبريز


شب رو خونه ما بودن که صبح زود برن به ديار ترکان


انقدر حالم خوب نبود که حتي حال نداشتم زهرا رو بشونم روي پاهام و حال و احوال کنم باهاش


صبح هم که داشتن مي رفتن متاسفانه خواب بودم


آخه شب با آبجي شاطر جعفر تا ساعت 2 بيدار مونده بوديم


خلاصه گويا صبح قبل از رفتن شون زهرا خانومي به مامانم پيغام داده که


اين عکس رو بديد به فلاني و بهش بگيد اصلا ناراحت نباشه، ايشالله که زود خوب ميشه.


منم که الان خييييييييلي ازش دورم و نميتونم يه ماچش کنم گفتم که از اينجا ازش تشکر کنم


زهراي مهربونم دستت درد نکنه


شايد از دعاي تو بود که خيلي زود خوب شدم خانوم گل


 


* لازم به ذکره که زهرا بانو همون روز صبح عکس رو نميدونم از کجا قيچي کرده و گذاشته برا من...!


 


[فکر کنم تابلو باشه که کسالت دارم وحشتناک...! ]



 


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ چرت و پرت...!(جمعه 16 فروردين 1387 ساعت 6:50 عصر )

دوستت دارم


اندکي اما طولاني


...!


(براي يک دوست قديمي ِ ...)


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ لذت غيبت...!(چهارشنبه 14 فروردين 1387 ساعت 9:33 عصر )

امروز 3شنبه


روز طبيعت و به قول بچه ها، روز سيزده بدر


دوست دارم هر روز مث ديشب اون جمله لعنتي رو


که هميشه موقع گفتنش قفل ميکنم رو بهش گوشزد کنم اما نميتونم...!


در هر حال


بگذريم!


صبح مث هميشه دير از خواب بيدار شدم و مث هميشه با صداي ويز ويز تلفنم!


آخرِ همه صبحونه ام رو خوردم و ...!


خييييييلي پَکر بود بازم مث هميشه


بچه ها بهم ميگن افسردگي گرفتي!!! البته نه مث هميشه (يه کتک مفصل طلب شون)


تا ظهر برا خودم چرخيدم تا ساعت شد 3


مث هميشه و مث روزاي ديگه عيد بايد ساعت 3 و نيم خودمونو ميرسونديم بيمارستان، پيش پدربزرگ


هوا خيلي دو نفره بود! تميز و دلچسب، باروني...!


اولين بارون در سال نوآوري و شکوفايي


بخش آي سي يو بيمارستان امروز شلوغ تر از روزاي ديگه


خيلي ها سيزده شون رو اونجا در کردن


خلاصه، برگشتيم خونه و بر خلاف سالهاي گذشته


که همه بر و بچه ها خونه ما جمع ميشدن، قرار شد که همه برن خونه دايي اينا


نميدونم چرا اصلا حوصله نداشتم برم خونه شون


با اينکه جز معدود جاهاييه که هميشه با علاقه و رغبت بيش از حد ميرفتم و ميرم


همه دسته جمعي رفتن اونجا و من تنها خونه موندم


ناگفته نماند که بابامم خييلي ازم دلخور شد


ولي خودش متوجه شد که در نيامدن، حق با من بوده


ساعت نزديکاي 1 شب بود که هنوز تنها بودم


البته تنها که نه ... (خودم و خودش و خودت)


زنگ زدم که ببينم کجان، بابا گفت توي پارکينگيم الان ميايم بالا، در رو باز کن.


حنان اينا هم باهاشون اومده بودن


وقتي رسيدن بالا يهو همه شون با هم رو کردن به من و همه با هم گفتن


جات خالي، دايي برات يه فالي گرفت که همه ازش متعجب شده بودن


گفتم حالا چي بود فالم؟


مامانم گفت: توي کيفمه، برو برش دار


وقتي يادداشت دايي رو خوندم، به همراه عيدي که ضميمه اش کرده بود،


دوست داشتم کنارم بود و محکم مي فشردمش و مي بوسيدمش


يک بغضي کرده بودم که نگو


حالا با اين حالم، همه بچه ها اومدن ببينن عکس العمل من چيه!


زدم زير گريه


يه لحظه دلم بيشتر از قبل گرفت اما ...!


خيلي دوسِت دارم دايي


اميدوارم سايه ات بر سر ما و خانواده دوست داشتني ات مستدام بماند!


اينم دستنوشته دايي عزيزم:


هو الباسط


از دست غيبت تو شکايت نمي کنم


تا نيست غيبتي، نبود لذت حضور


 


ايام به کام و دولت پايدار


در غياب ... عزيز و تسهيم ابيات در تفأل به ديوان حافظ،


بيت فوق روزي اش بود.


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ به قول خودت، برا خودش(2)(سه‏شنبه 13 فروردين 1387 ساعت 9:17 عصر )

بالاخره گفتم


اما قبل از اينکه جوابي بگيرم خوابم برد


ولي صبح که اومد بيدارم کرد....!


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ تا فردا راهي نيست...!(سه‏شنبه 13 فروردين 1387 ساعت 2:7 صبح )

ديگه ميخوام امشب قبل از اينکه بخوابيم بهش بگم


جمله اي رو که تا به حال توي عمرم به هيچ کس نگفتم و نخواهم گفت...!


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ به قول خودت، برا خودش(1)...!(سه‏شنبه 13 فروردين 1387 ساعت 12:31 صبح )


سيزده به در، چارده به جاش


بخوره به اون سينه من درد و بلاش


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ توجه توجه...!(يکشنبه 11 فروردين 1387 ساعت 11:51 صبح )

قرار بر اين شده که يه وبلاگ بزنيم با تعداد نامحدودي نويسنده


با موضوعات دلخواه نويسنده ها البته با مسئوليت خودشون


با هر فکر و انديشه،چپ، راست، مايل، عمود و ....!


سياسي، اجتماعي، مذهبي، غيرمذهبي، علمي، غير علمي و ....!


هزار توي ما قرار است عرصه‌ي اختلاط ديدگاه هاي مختلف، متنافر و حتي متقاطع باشد.


مي‌نويسيم براي تجربه‌‌ي با هم انديشيدن، گه‌گاه هم ممکن است نوشته‌اي از هزار تو بيرون آيد که لايق تحسين باشد.


اين حلقه پذيراي هر آن‌کس که دغدغه‌هايش هزارتويي است، خواهد بود.


با حقير تماس بگيريد و اعلام آمادگي بفرمائيد


البته نکته قابل ذکر اينه که ديگه توي ولايت پارسي بلاگ چادر نميزنيم


و ميريم يه جاي خوش آب و هواتر!!!!!!!!!


 


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ نگو نگو ...!(شنبه 10 فروردين 1387 ساعت 12:17 عصر )

ميخوام يه چيزي بگم


ولي تا الان نتونستم خودمو راضي کنم گه بگم


شاعرم بهم گفت:‏ .... را در پستوي خانه نهان بايد کرد...!


» بي سرزمين تر از باد ...
»» نظرات ديگران ( نظر)

   1   2   3   4   5   >>   >

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[21/5/1387- 8:5 ص] بيائيد متقاطع بنگريم!
[1/4/1387- 11:54 ع] اينترنت ابزاري براي قدرتمندان
[26/3/1387- 12:39 ص] گفتن بگو، گفتم جفنگ...!
[7/3/1387- 11:27 ص] با تو ام خرس مهربون...!
[3/2/1387- 11:1 ع] تولد دوباره ام مبارک...!
[21/1/1387- 10:40 ع] اللهم العن...!
[20/1/1387- 8:47 ع] احتمال برکناري شريعتي رياست دانشگاه علامه
[17/1/1387- 9:16 ع] دستت درد نکنه گل بانو...!
[16/1/1387- 6:50 ع] چرت و پرت...!
[14/1/1387- 9:33 ع] لذت غيبت...!
[13/1/1387- 9:17 ع] به قول خودت، برا خودش(2)
[13/1/1387- 2:7 ص] تا فردا راهي نيست...!
[13/1/1387- 12:31 ص] به قول خودت، برا خودش(1)...!
[11/1/1387- 11:51 ص] توجه توجه...!
[10/1/1387- 12:17 ع] نگو نگو ...!
[همه عناوين(305)]

بازديدهاي امروز: 1  بازديد
بازديدهاي ديروز: 41  بازديد
مجموع بازديدها: 31727  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

بي سرزمين تر از باد
بي سرزمين تر از باد ...[305]
از زبان يک دانشجو خواهيد خواند. دانشجويي در رشته اي که اميد دارد به کمک آن جامعه اش را بشناسد و ترميم نمايد. دانشجويي که در سراي علامه مشغول به تحصيل است و هزاران آرزوي سبز را پيش رو دارد!!!
» لينک دوستان من«
نواي زمستان(طه)
اشراق
دختر باباش
شب نوشت
سرزمين دور
زير پوست باران
راديو زمانه
آرش کمانگير
خاطرات پت و مت از زبان پت
حاجي واشنگتن
محمد معيني
گوربان
پی نوشت
خيلي دور خيلي نزديک(عطا افشاري)
آذر(فريد مدرسي)
زهره ناظمي
دری وری(حميدرضا صدر)
یادداشتهای یک تبعیدی عصبانی
پارسی خوان(سهام الدين بورقاني)
کابوک(وبلاگ گروهي حسام و دوستانش)
روزنوشت های یک متهم زندانی
شيما فرزادمنش
دکتر رحيمي بروجردي
کبوتر قاصد(حسين زمان)
هادي زندي
زهرا بورقاني
شبکه‌ی تارعنکبوتی رنگین
سليمان محمدي
عماد افروغ
هادي نيلي
به ياد احمد بورقاني
فصل فاصله(محمدرضا ترکي)
شلنگ تخته‌های یک موجود دو پا
فواد شمس
ثبات(حميد قهوه چيان)
دیوژن(محمد کيانمهر)
گاه نوشته هاي حسام
مسيح علي نژاد
خلوت انس(جواد نقي زاده)
جوان ترين خبرنگار جهان
و زن شيطان بود
پابه پای ماه
نرد(حسام)
جستجوی شبانه
حوّا
دانيال شايگان
دکتر فاضلي
حوض فيروزه
کوچولو مي نويسد
کشکيات
عليه درد مشترک(مرتضي اصلاحچي)
نقد حال(عماد برقعي)
گوهر نفيس
آشوب
از زندگی(شیرین احمدنیا)
مسعود بهنود
جامعه شناسي ايران
چامسکی
عبدالکریم سروش
عمادالدین باقی
فرهاد رجبعلی
محسن کدیور
همچون کوچه ای بی انتها(امير يعقوبعلي)
مصطفي تاج زاده
قصه های عامه پسند
خورشيد خانم
حسن سربخشيان
کامپیوتر و اینترنت(مهندس عزيز)
مزرعه حیوانات (نيک آهنگ)
مصاحبه با وبلاگ نويسان(توسط خودم)
عرفان نظرآهاري
سفير لينک
سيد محمد خاتمي
آبدارخونه
فاطمه رجبي
دکتر شيري
دکتر نمکدوست
کاوه مظفري
آسمانيان
عطر نماز
وبلاگ پژوه(بهروز شيخرودي)
خاطرات مونا يه دختر فراري
نوشي و جوجه هايش
يادداشتهاي مادر يک روشندل(مادر سپيد)
شبستان(خبرگزاري تخصصي حوزه دين)
کولي ها، کنار آتش
توکا نيستاني
بنياد باران
وصله
محمدعلي ابطحي
روزنامه اعتمادملي
علامه بلاگ
دوربين و عکاسش
یادداشتهای یک معترض
سيد مهدي شجاعي
کشکيات(فرهاد کوهکن)
خاطرات يک افسر وظيفه
کشکول جواني(حامد)
من منتظرم
از هر دري سخني
دلنوشته ویادداشتهای اجتماعی(راعي فرد)
تمام زندگي من...
روزمره(آزاده اکبري)
سبزسرخ(وبلاگ گروهي من و دوستام)
آزادی برای مانا نیستانی
چار برگ
خانه هنرمندان ايران
مصطفي مستور
» لوگوي دوستان من«











» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: